حسن سيد اشرفى
524
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
گفتهاند ؛ مشتقّ وضع شده براى معناى بسيطى كه لا به شرط بوده و مبدأ براى معناى بسيط به شرط لا وضع شده است ، اين دو اعتبار لا به شرط و به شرط لا بودن را به لحاظ عوارض خارجيّه دانستهاند بهگونهاى كه معناى هر دو يك چيز يعنى بسيط بوده ولى به لحاظ عوارض خارجيّه ، مشتقّ لا به شرط بوده و مبدأ به شرط لا مىباشد . پس بر كلام اهل معقول اشكال كرده و گفته است ؛ اين فرق نمىتواند تفاوت بين مشتقّ و مبدأ باشد . چرا كه اگر « علم » و « حركت » كه مبدأ براى « عالم » و « محرّك و متحرّك » بوده را لا به شرط اعتبار و ملاحظه كرد ولى قابل حمل بر ذوات نبوده و نمىتوان گفت : « الانسان علم » ، « زيد علم » يا « الانسان حركة » ، « زيد حركة » پس حمل « علم » و « حركت » هرچند لا به شرط باشند ولى قابل حمل بر ذات نمىباشند . بنابراين ، فرق گذاشتن بين مشتقّ با مبادى بواسطهء لا به شرط بودن و به شرط لا بودن به لحاظ عوارض خارجيّه صحيح نيست . « 1 »
--> ( 1 ) - گاهى يك معنايى لا به شرط و به شرط لا ملاحظه مىشود به لحاظ عوارض خارجيّه . مثلا مولى مىفرمايد : « اعتق رقبة » بندهاى را آزاد كن . اينجا « رقبة » نسبت به عوارض خارجيّه مثل ايمان ، كفر ، ايرانى بودن و غيره كه مىتواند عارض بر اين رقبه شود يا لا به شرط است يعنى « رقبه » مقيّد به شرطى نيست بنابراين ، اگر بندهء كافرى آزاد شود يا مؤمن و يا ايرانى و خارجى و غيره ، امر مولى اتيان شده است . و گاهى به شرط لا ملاحظه مىشود و مىگويد : « اعتق رقبة » ولى به شرط لا يعنى رقبهاى را آزاد كن كه كافر نباشد . در اينجا اتيان امر مولى وقتى است كه بندهء آزادشده كافر نباشد . ولى بايد توجه كرد كه معناى « رقبه » در هر دو صورت يعنى چه به شرط لا و چه لا به شرط بشود يكى است . يعنى معناى رقبهء لا به شرط همان ( بنده بودن ) است كه رقبهء به شرط لا مىباشد . البته اين مثال بهعنوان نمونه ذكر شد و گرنه در همهء امور چنين است : مثلا مولى مىگويد : « جئنى بزيد » زيد را بياور . در اينجا زيد نسبت به آوردنش به همراه ديگران مثلا بابكر يا لا به شرط است يعنى زيد را بياور چه همراه بكر باشد و يا نباشد و يا به شرط لا است يعنى زيد را بياور به شرطى كه بكر همراه او نباشد . اينجا زيد نسبت به عوارض خارجيّه مثل همراه ديگرى بودن ، لا به شرط يا به شرط لا مىباشد ، ولى در هر دو صورت معناى زيد يك چيز است و آن عبارت از ذات خارجى با مشخصات خاصّش مىباشد . با توجه به اين مطلب صاحب -